گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۱۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اول ثنای عشق فصیحان اداکنند

آری طعام را به نمک ابتدا کنند

نقش مراد طرح به اقبال می دهند

جمعی که تکیه گاه خود از بوریا کنند

ظاهر شود که خلق چه دارند در بساط

در کشوری که یوسف ما رابها کنند

زخم دهان شکوه نمایان نمی شود

مردم به قدر حاجت اگر اکتفا کنند

نتوان میان حسن ومحبت دویی فکند

از هم چگونه شیر وشکر را جدا کنند

باشد به از ملایمت مردم خسیس

اهل کرم درشتی اگر با گدا کنند

عالم حریف دشمنی ما نمی شود

ما را اگر به بیکسی ما رهاکنند

صائب جماعتی که به معنی رسیده اند

تسخیر دل به یک سخن آشناکنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام