گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۱۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنها که در چمن قدح مل نمی زنند

دست نشاط در کمر گل نمی زنند

رسم است گل به سقف زدن موسم بهار

طفلان چرا به سقف قفس گل نمی زنند

هستند چرب ونرم به هنگام اخذ وجر

تا تیغ می زنند تغافل نمی زنند

در روزگار زلف پریشان نواز او

سبزان باغ شانه به کاکل نمی زنند

بر فرق سرو جای دهند آشیان زاغ

بر سنگ غیر بیضه بلبل نمی زنند

خونش به جوش آمده از روی گرم گل

از خار گل چرا رگ بلبل نمی زنند

زندان بود به طول امل پیشگان حرص

آنجا که حرف عرض تجمل نمی زنند

تیغی کشیده از پی دشمن فتاده ای

آزادگان به خصم تغافل نمی زنند

بی مشورت مباش که سرکردگان راه

یک گام بی صلاح توکل نمی زنند

صائب غنیمت است که این طفل مشربان

آتش به آشیانه بلبل نمی زنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام