گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر چند یار ما همه جا جلوه می کند

نتوان دلیر گفت کجا جلوه می کند

احول مشو که سرو قبا پوش او یکی است

هر چند در هزار قبا جلوه می کند

آن یار خانگی که دل از ما ربوده است

در خانه است و در همه جا جلوه می کند

گردی ز آفرینش عالم پدید نیست

در عالمی که دلبر ما جلوه می کند

بر هر دلی که می گذرد آب می شود

از بس ز روی شرم و حیا جلوه می کند

باور که می کند که ز یک بحر بیکنار

موج سراب وآب بقا جلوه می کند

روشنترست راه حقیقت ز آفتاب

این راه همچو راهنما جلوه می کند

آسودگی مجو ز دل بیقرار عشق

تا قبله هست قبله نما جلوه می کند

آزاده ای که سر به ته بال خویش برد

پیوسته زیر بال هما جلوه می کند

نادان که از قضای خدا می کند حذر

غافل که رو به تیر قضا جلوه می کند

چون موجه سراب درین دشت پر فریب

چندین هزار دام بلا جلوه می کند

صائب ز بس لطیف فتاده است آن نگار

ظاهر نمی شود که کجا جلوه می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام