گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۰۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ریزش چو شیشه هرکه به آوازه می کند

در هرپیاله زخم مرا تازه می کند

از صحبت آن که خاطر جمع است مطلبش

سی پاره را به تفرقه شیرازه می کند

رخسار چون بهشت تو در هر نظاره ای

ایمان من به خلد برین تازه می کند

امشب کراست عزم تماشای ماهتاب

کز هاله مه تهیه خمیازه می کند

آن روی چون گل است ز گلگونه بی نیاز

مشاطه خون عبث به دل غازه می کند

مستان برون ز عالم اندازه رفته اند

ساقی همان رعایت اندازه می کند

چون ابر حاصلش ز کرم شهرت است وبس

صائب کسی که جود به آوازه می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام