گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از نسبت عذار تو گل نازمی کند

سنبل به بال زلف تو پرواز می کند

از بس که مرغ من زقضا طبل خورده است

گل را خیال چنگل شهبازمی کند

در بوستان چو برگ خزان دیده بی رخت

رنگ شکسته است که پرواز می کند

حسن تو بی نیاز بود از نیازمند

هر عضوی از تو بر دگری نازمی کند

در انتهای خوبی وانجام دلبری

حسنت هنوز جلوه آغازمی کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام