گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۸۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

معشوق کی زاهل هوس یاد می کند

شکر کجا ز مور ومگس یاد می کند

مرغی که شد زکاهلی از دست دانه خوار

در آشیان ز کنج قفس یاد می کند

همت ز عاجزان طلبد ظلم وقت عزل

چون شعله شد ضعیف زخس یاد می کند

پیچد به دست وپای چو زنجیر ناقه را

از بازماندگان چو جرس یاد می کند

شاخ گلی که می کند از سایه سرکشی

صائب کی از اسیر قفس یاد می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام