گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۶۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گلزار جوش حسن خداداد می زند

باغ از شکوفه موج پریزاد می زند

خون لاله لاله می چکد از تیغ کوهسار

طاوس سر ز بیضه فولاد می زند

چون عندلیب هر که قدم در چمن گذاشت

بی اختیار بر در فریاد می زند

هر لاله ای که سر زند از کوه بیستون

ساغر به طاق ابروی فرهاد می زند

عاشق به هیچ وجه تسلی نمی شود

در وصل عندلیب همان داد می زند

صائب به روی خود در غم باز می کند

هر کس که خنده بر من ناشاد می زند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام