گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۵۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این غافلان که دست به پیمانه می برند

از چشم شیر شمع به کاشانه می برند

جان چون کمال یافت نمانند در بدن

انگور چون رسید به میخانه می برند

چندین هزار ملک سلیمان به باد رفت

موران همان به خانه خود دانه می برند

گردون ستم به خانه خرابان فزون کند

جای خراج گنج ز ویرانه می برند

نتوان شمرد دشمن خونخوار را ضعیف

مردان به مور حمله شیرانه می برند

میزان عدل میل به یک سو نمی کند

عشاق فیض کعبه ز بتخانه می برند

صائب جماعتی که به صورت مقیدند

لذت کجا ز معنی بیگانه می برند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام