گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۵۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مردان اگر نفس به فراغت کشیده اند

در زیر آب تیغ شهادت کشیده اند

آنها که در بلندی فطرت یگانه اند

در شهر خویش تلخی غربت کشیده اند

مردانه می روندچو مجنون به کام شیر

جمعی که چارموجه کثرت کشیده اند

از بار کوه قاف ندزدند دوش خویش

تا سایلان گرانی منت کشیده اند

از زهر مرگ تلخ نسازند روی خویش

آنها که جام تلخ نصیحت کشیده اند

از تاب عارض تو سلامت گزیدگان

خود را به آفتاب قیامت کشیده اند

صائب بهشت نسیه خود نقد کرده اند

جمعی که پا به دامن عزلت کشیده اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام