گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هوش از نظر به نرگس مستم گرفته اند

چون ساغر اختیار ز دستم گرفته اند

مهر خموشیم که ز آیینه طلعتان

چندین تهیه بهر شکستم گرفته اند

در دل نهان چگونه کنم داغ عشق را

صد بار بیش برگه ز دستم گرفته اند

دیوار پست را خطر از موج فتنه نیست

زان مانده ام به جای که پستم گرفته اند

آن گوهرم که آبله سان اهل روزگار

بر روی دست بهر شکستم گرفته اند

چون تاک حفظ گریه مستانه چون کنم

دست سبوی باده ز دستم گرفته اند

خورشید پیش پای نبیند ز تیرگی

در کوچه ای که شمع ز دستم گرفته اند

نه توبه بهارم و نه چهره خزان

چون در میان برای شکستم گرفته اند

صائب جواب آن غزل کاظماست این

داغم ازین که شیشه ز دستم گرفته اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام