گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند

خون خورده اند تا ز سر جان گذشته اند

گردیده است آب دل رهروان عشق

تا از پل شکسته امکان گذشته اند

فردای باز خواست چه آسوده خاطرند

امروز آن کسان که ز سامان گذشته اند

از صدر تا رسند بزرگان به آستان

از عالم آستانه نشینان گذشته اند

پروانه حلاوت افکار صائبند

آن طوطیان که از شکرستان گذشته اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام