گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه آسمان سبو کش میخانه تواند

در حلقه تصرف پیمانه تواند

چندان که چشم کار کند در سواد خاک

مردم خراب نرگس مستانه تواند

گردنکشان شیشه وافتادگان جام

در زیر دست ساقی میخانه تواند

نه آسمان ز طاق بلند تو شیشه ای است

این خاک طینتان همه پیمانه تواند

آن خسروان که روز بزرگی کنند خرج

چون شب شود گدای در خانه تواند

جمعی کز آشنایی عالم بریده اند

در جستجوی معنی بیگانه تواند

ما خود چه ذره ایم که خورشید طلعتان

با روی آتشین همه پروانه تواند

آزادگان که سر به فلک در نیاورند

در آرزوی دام تو ودانه تواند

صائب بگو که پرده شناسان روزگار

از دل تمام گوش به افسانه تواند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام