گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۹۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا آفتاب رایت گل آشکار شد

از توبه شکسته جهان لاله زار شد

مغزی که بود مستند فرمانروای عقل

پامال ترکتاز نسیم بهار شد

رنگی که از شکستگی آن رو فتاده بود

از پرتو سهیل قدح لاله زار شد

بر سرکشان به خلق توان دست یافتن

بوی گل پیاده به صرصر سوار شد

افتادگی گزین که به این کرسی بلند

شبنم قدم گذاشت به خورشید یار شد

بر شاخ سرو تکیه چو قمری چرا کنم

نتوان به دوش مردم آزاده بار شد

هر کس به صدق در قدم خم گذاشت سر

در عرض یک دو هفته فلاطون شعار شد

صائب به کاوش مژده امیدوار باش

زین ره عقیق کرد سفر نامدار شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام