گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد

رفت از میان چو گل کمر خویش وا نکرد

چندان که تاختیم به دنبال عمر را

این آهوی رمیده نظر برقفا نکرد

جز من که راه عشق به تسلیم می روم

با دست بسته هیچ شناور شنا نکرد

رنگ گهر شکسته شود از بهای کم

ما را فلک عبث به دو عالم بها نکرد

موی سفید سبز شد از دست شانه را

از زلف مشکبار تو یک عقده وانکرد

با آه سرد من چه کند چرخ پرنجوم

هرگز به خرج باد زر گل وفا نکرد

تااقتدا به کارگزاران عشق کرد

در هیچ کار فکرت صائب خطا نکرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام