گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۳۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید

ز چشمه سار گهر زود دیده آب دهید

مرا پیاله دیگر نمی دهد مستی

به من ز ناف غزالان شراب ناب دهید

عجب که روی عرق ریز یار بگذارد

که همچو سبزه خوابیده تن به خواب دهید

کمند گوهر مقصود رشته اشک است

چو برگ گل دل صد پاره را به آب دهید

عمارت دل ویران ثوابها دارد

پیاله ای به من خانمان خراب دهید

به ترک سر چو توان شد ز درد سر آزاد

چه لازم است که دردسر گلاب دهید

ستاره عرق روی یار در گذرست

ازین چکیده خورشید دیده آب دهید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام