گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر به پیرهن گل وگلاب باز آید

امید هست به جوی من آب باز آید

شکسته پر وبالم درست خواهد شد

به آشیانه چو مرغ کباب باز آید

رم از طبیعت آهوی چشم اگر برود

امید هست که عمر از شتاب بازآید

حضور رفته ز دوران مجوی هیهات است

که شبنم از سفر آفتاب باز آید

دوبار اهل نظر را به آب نتوان راند

به چشم من کی از افسانه خواب باز آید

چو ایستاد ز گردش کباب می سوزد

چنان مکن که دل از اضطراب باز آید

دلم ز آینه رویان به سینه برگردید

به حسرتی که سکندر ز آب باز آید

عنان آه توان باز زد ز لب صائب

اگر به روزن دود کباب باز آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام