گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود

رخ تو در عرق سرد و گرم وتر برود

رگ تو جاده خون معتدل گردد

زبان گزیده به یک گوشه نیشتر برود

تبی که برسمنت رنگ ارغوانی بست

ز پیش شعله خوی تو چون شرر برود

لب تو عقده تبخاله واکند از سر

ستاره سوخته ای چند از شرربرود

مباد از عرق گرم اضطراب ترا

سفینه تو ازین بحر بی خطر برود

حرارتی که گرفته است گرم جسم ترا

ز برق گرمتر از باد زودتر برود

چنین که بی خبر آمد به خوابگاه تو تب

امیدوار چنانم که بی خبر برود

دمید صبح چه خامش نشسته ای صائب

بگو به آه به دریوزه اثر برود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام