گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود

حرامزاده کجا چون حلالزاده بود

حضور دل نشود با گشاده رویی جمع

که شاهراه حوادث در گشاده بود

شود به عالم صورت روان هر که اسیر

چو آب آینه پیوسته ایستاده بود

کف گشاده محال است زیر دست شود

که گل به شاخ سوارست اگر پیاده بود

چنان که خانه ز گلجام می شود روشن

صفای خانه دلها ز جام باده بود

حضور اگر طلبی بی اراده شو صائب

که آرمیده بود هرکه بی اراده بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام