گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۴۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سپهر نیک وبد از یکدگر جدا نکند

تمیز گندم و جواز هم آسیا نکند

ز آه وناله افتادگان ملاحظه کن

که تیر مردم بی دست وپا خطا نکند

به لقمه دشمن خونخوار مهربان نشود

به استخوان سگ دیوانه اکتفا نکند

مرا به سیل سبکسیر رشک می آید

که تا محیط اقامت به هیچ جا نکند

ازان ز دیده وران سرفراز شد نرگس

که چشم دارد و ره قطع بی عصا نکند

ز آبروچه گهرها که در گره بندد

دهان بسته صدف گر به ابرو وا نکند

به هیچ بستر نرمی نمی نهم پهلو

که نی به ناخن من یاد بوریا نکند

چها نمی کشم از پاک طینتی صائب

خوش آن که آینه خویش را جلا نکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام