گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۲۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بتان که خون شهیدان چو آب می نوشند

کجا ز ساغرومینا شراب می نوشند

چه تشنه اند به خون حجاب خوبانی

که باده شراب در اثنای خواب می نوشند

ز خواب مستی آن چشمه ها یکی صد شد

به خواب تشنه لبان دایم آب می نوشند

چه کشوری است محبت که خاکسارانش

ز کاسه سرگردون شراب می نوشند

دل سیاه درونان نمیشودروشن

اگر می از قدح آفتاب می نوشند

رسیده اند به سرچشمه رضاجمعی

که آب تلخ به جای گلاب می نوشند

مسافران توکل به ساغر لب خشک

زلال خضر ز بحر سراب می نوشند

مگر ز روز حسابند بیخبر صائب

جماعتی که می بی حساب می نوشند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام