گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۱۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سخنوران که درین بوستان نوا سازند

کباب یکدگر از شعله های آوازند

مبین به چشم حقارت شکسته بالان را

که در گرفتن عبرت هزار شهبازند

چگونه کاسه پرزهر مرگ را نوشند

جماعتی که بدآموز نعمت ونازند

شوندکامروا چون دعای دامن شب

جماعتی که مشکین خطان نظربازند

هلاک کنج لب وگوشه های آن چشمم

که دلپذیر تر از گوشه های شیرازند

ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان

گذشتگان پل این سیل خانه پردازند

نمی رسند به معراج گفتگو صائب

جماعتی که به دعوی بلند پروازند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام