گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به دنیای دنی بگذار جسم پای در گل را

که نتوان راست گردانیدن این دیوار مایل را

مده در عالم پرشور دامان رضا از کف

که ساحل می کند تسلیم این دریای هایل را

مشو در خاکدان عالم از یاد خدا غافل

که نور ذکر، گوهر می کند این مهره گل را

تن بی معرفت نگذاشت دل را سر برون آرد

زمین شور در خود محو سازد تخم قابل را

نگردد باعث آسودگی نزدیکی دریا

زبان شکوه از خاشاک بسیارست ساحل را

بلا بر اهل غفلت از در و دیوار می بارد

ز هر خاری خطر چون تیر باشد صید غافل را

چه داند پیکر افسرده قدر روح را صائب؟

ز لیلی بهره ای غیر از گرانی نیست محمل را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام