گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۳۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ترا که روی به خلق است از خدا چه رسد؟

به پشت آینه پیداست کز صفا چه رسد

نه زلف شانه کند نه به چشم سرمه کشد

به خود نمی رسد آن شوخ تا به ما چه رسد!

دویدن است ز نعمت نصیب چشم حریص

ز دانه غیر تردد به آسیا چه رسد؟

ز شبنم است مهیا هزار دیده شور

ازین بهار به مرغان بینوا چه رسد؟

ز حرف مردم بیگانه گوش می گیرم

به آشنا و سخنهای آشنا چه رسد

به چشم خیره خورشید آب می گردد

به دیده من ازان آتشین لقا چه رسد؟

ز چشم منتظران تا به مصر یک دام است

ز بوی پیرهن آخر به چشم ما چه رسد؟

ز عشق قسمت زاهد کلام بی مغزی است

بغیر کاه ز خرمن به کهربا چه رسد؟

رساند کسب هوا خانه حباب به آب

به مغز پوچ تو تا صائب از هوا چه رسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام