گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۹۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل شکسته من درد را دوا گیرد

نمک به دیده من رنگ توتیا گیرد

چنین که من ز لباس تعلق آزادم

عجب که پهلوی من نقش بوریا گیرد

به خصم کینه نورزد دل ستمکش من

چراغ کشته من جانب صبا گردد

گر از کمین بناگوش خط برون ناید

دگر که داد مرا از تو بیوفا گیرد؟

چنان رمیده ز آسودگی دلم صائب

که همچو زلف پریشانی از هوا گیرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام