گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۷۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دمید صبح، هوای شراب باید کرد

سری برون ز گریبان خواب باید کرد

ز هر نسیم نگردد چو غنچه خندان دل

نفس ز سینه صبح انتخاب باید کرد

برای کسب هوا، گرچه یک نفس باشد

سری ز بحر برون چون حباب باید کرد

ز باده شفقی، رنگ ماهتابی را

جهان فروزتر از آفتاب باید کرد

چو گل گلاب شود ایمن از خزان گردد

به آه گرم دل خویش آب باید کرد

میان شبنم و گل نیست پرده ای در کار

چرا ز چشم تر ما حجاب باید کرد؟

به آه سرد شود هرچه صرف چون دم صبح

ز عمر خویش همان را حساب باید کرد

چو مو سفید شد استادگی گرانجانی است

سفر به روشنی ماهتاب باید کرد

چو نافه صائب اگر خون کنند در جگرت

به کیمیای رضا مشک ناب باید کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام