گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۳۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد

رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد

سر بریده شبنم به آفتاب رسید

همان امید مرا گرم جستجو دارد

چگونه جلوه کند آفتاب یکرنگی؟

درین زمانه که آیینه پشت و رو دارد

همین نه گردن شیطان ز کبر دارد طوق

به هر که بنگری این طوق در گلو دارد

ز بوی یاسمن یأس مغز من تازه است

گل امید ندانسته ام چو بو دارد

ز لاله زار شهادت قدم برون مگذار

بغیر تیغ که آبی دگر به جو دارد؟

مجوی سر خط آزادی از فلک صائب

که خود ز کاهکشان طوق در گلو دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام