گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۹۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز باده چشم تو ظالم رحیم می گردد

اگر بخیل به مستی کریم می گردد

به جد و جهد اگر گرگ گوسفند شود

شریر هم به ریاضت سلیم می گردد

ز بیکسی به دل صاف من غباری نیست

گهر عزیز شود چون یتیم می گردد

سپند ریشه دوانید در دل آتش

چه وقت اختر ما مستقیم می گردد؟

در آن ریاض غمینم که غنچه پیکان

شکفته از دم سرد نسیم می گردد

دل از گشودن لب می شود تهی از درد

ز رخنه ملک اگر مستقیم می گردد

به چشم کم منگر در گناه اندک خویش

که هرچه خرد شماری عظیم می گردد

مده به خلوت دل راه خنده را صائب

که پسته را دل ازین ره دونیم می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام