گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۹۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مرا دل از قد خم زنگ ناک می گردد

ز صیقل آینه هرچند پاک می گردد

بود ز جانوران پاک هرچه زنده بود

بغیر نفس که چون مرد، پاک می گردد

بغل گشاده بهشت آیدش به استقبال

ز درد فقر دل هرکه چاک می گردد

ز خلق خوش چه عجب گر ملک شود آدم؟

که خون ز مشک شدن نیز پاک می گردد

برآورد ز گریبان چرخ سر صائب

سری که در قدم عشق تو خاک می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام