گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۸۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ملایمت سپر خصم تندخو گردد

شراب شیشه شکن عاجز کدو گردد

به چشم خویش جهان را سیه کند چو عقیق

ز ساده لوحی خود هرکه نامجو گردد

صدف عبث دهنی باز می کند به سؤال

گهر چگونه برابر به آبرو گردد؟

کنند بوی شناسان غلط به ناف غزال

ز نقش پای تو خاکی که مشکبو گردد

رخی که دیده خورشید ازو پرآب شده است

چه لایق است به آیینه روبرو گردد؟

همیشه سبز بود حرف هرکه چون طوطی

ز وصل آینه قانع به گفتگو گردد

ز چار موجه به ساحل رساند کشتی خویش

ز خلق هرکه چو صائب کناره جو گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام