گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد

بیار باده که طشت خرد ز بام افتاد

حباب وار به سرگشتگی مثل گردد

سفینه ای که به گرداب خط جام افتاد

مباد از سر زنار کم سر مویی

چه شد که سلسله سبحه از نظام افتاد

چو سبزه فرش شد و همچو آب رفت از دست

نگاه هرکه بر آن سرو خوش خرام افتاد

به چشم روشنی دام می رود صیاد

کدام مرغ همایون دگر به دام افتاد؟

درین نشیمن آشوب پخته شو زنهار

زنند پای به فرقش چو میوه خام افتاد

علاج کلفت خود زود می کنم صائب

دگر به دست من امروز یک دو جام افتاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام