گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۶۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل عذار تو از درد نیمرنگ مباد!

به خنده تو ز تبخاله جای تنگ مباد!

مباد نبض تو چون موج مضطرب هرگز

میان طبع تو و اعتدال جنگ مباد!

پی علاج تو کز تب چو آفتاب شدی

مسیح را به فلک فرصت درنگ مباد!

سبک، گرانی خود درد از سرت ببرد

چو آفتاب بر آیینه تو زنگ مباد!

به چهره ات عرق سرد و گرم و تر بدود

غبار عارضه را بر رخت درنگ مباد!

ز جام صحت جاوید لاله گون باشی

بهار عافیتت در خمار رنگ مباد!

امیدوار چنانم به لطف حق صائب

که آه من به فلک بیش ازین به جنگ مباد!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام