گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هرکه آسودگی از عالم امکان جوید

ثمر از بید و گل از خار مغیلان جوید

نتوان در حرم و دیر خدا را جستن

مگر این گنج کسی در دل ویران جوید

نیست جز دست تهی حاصل آن غواصی

که درین نه صدف آن گوهر غلطان جوید

هست امید که نومید نگردد آن کس

که ترا در دل و در دیده حیران جوید

سبز چون خضر ز زنگار خجالت گردد

زندگی هر که ز سرچشمه حیوان جوید

رام گشتن طمع از آهوی وحشی دارد

مردمی هرکه ازان نرگس فتان جوید

طلب گوهر شهوار نماید ز حباب

هرکه حق را ز سراپرده امکان جوید

نتوان قطع امید از رگ جان صائب کرد

چون رهایی دل ازان زلف پریشان جوید؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام