گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۳۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرو بستان حیا غنچه جبین می باید

نرگس باغ ادب پرده نشین می باید

شوخ چشمی که به صیادی دل می آید

نگهش در پس مژگان به کمین می باید

چشم مخمور و نگه سرخوش و لبها میگون

زاهد کوی خرابات چنین می باید

بر سر تخت دم از عشق زدن بی معنی است

عاشق بی سر و پا خاک نشین می باید

اشک چون بی اثر افتاد به خاکش بسپار

صدف بدگهران زیر زمین می باید

همه آهونگهان بر سر مجنون جمعند

چشم بد دور، نظرباز چنین می باید

صائب اسباب جنونم همه آماده شده است

گوشه چشمی ازان زهره جبین می باید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام