گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۳۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آب در دیده پیمانه می می آید

این چه شورست که از کوچه نی می آید

نفس عیسوی از سینه خم می جوشد

بوی روح از لب پیمانه می می آید

اشک را موی کشان تا سر مژگان آورد

کار سنگ یده از ناله نی می آید

سنگ در دامن اطفال به رقص آمده است

می توان یافت که دیوانه به حی می آید

طمع همت ازین شهرنشینان غلط است

این نسیمی است که از جانب طی می آید

من که باشم که ز رفتار تو از جا نروم؟

که ترا آهوی رم کرده ز پی می آید

که به دامان گلستان لب میگون مالید؟

کز لب غنچه گل نکهت می می آید

آنچه می آید از افکار تو بر دل صائب

از می ناب کجا آید و کی می آید؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام