گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۲۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بوی دل از نفس باد صبا می آید

می توان یافت کز آن زلف دوتا می آید

بی قناعت نتوان شد به سعادت مشهور

این صفیری است که از بال هما می آید

ناله و خنده این باغ بهم پیچیده است

غنچه در وقت شکفتن به صدا می آید

همت از پیر مغان جوی که چون کار افتد

کار تیغ دو دم از قد دوتا می آید

می شود گرچه بیابانی از آواز تو هوش

دل رم کرده ز بوی تو بجا می آید

این کمانی که دل وحشی من زه کرده است

یک سر تیر ز من سایه جدا می آید

نیست در غیب اگر باغ و بهاری صائب

اینقدر معنی رنگین ز کجا می آید؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام