گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۱۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مانع گرمروان ساعت سنگین نشود

سیل از کوه گرانسنگ به تمکین نشود

جنگ با گردش چرخ قدر انداز خطاست

سپر تیر قضا جبهه پرچین نشود

از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان؟

کافرست آن که ترا بیند و بی دین نشود

نیست از چین جبین خیره نگاهان را باک

خار از چیدن گل مانع گلچین نشود

هست بی صورت اگر مالک صد گنج بود

تا توانگر کسی از چهره زرین نشود

چون گل از خنده رنگین نگشاید صائب

دل هرکس تهی از گریه خونین نشود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام