گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟

تلخی می نمک تلخی بادام شود

بوسه در ذائقه اش باده لب شیرین است

تلخکامی که بدآموز به دشنام شود

رهنوردان ترا مرگ نگیرد دامن

بر شهید تو کفن جامه احرام شود

لب جام از هوس بوسه دهن غنچه کند

چون ز می صفحه رخسار تو گلفام شود

موج گرداب نیم، گردش پرگار نیم

تا به کی نقطه آغاز من انجام شود؟

شوق دریاکش و در شیشه کم ظرف فلک

آنقدر خون جگر نیست که یک جام شود

تا در آن زلف توان رفت سراسر صائب

دل رم کرده چه افتاده به من رام شود؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام