گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باده در شیشه و پیمانه من سنگ شود

سبزی بخت بر آیینه من زنگ شود

تا فشاندم به جهان دست سبکبار شدم

شود آسوده فلاخن چو سبک سنگ شود

بر زمین می زندش سنگدلیهای فلک

ساز هرکس که درین دایره آهنگ شود

کوه تمکین تو در پله نازست تمام

این نه سنگی است که محتاج به پاسنگ شود

بوی گل در گره غنچه کند خود را جمع

غم محال است که بیرون ز دل تنگ شود

عمر را کوه غم و درد سبک جولان کرد

می رود تند چو سیلاب گرانسنگ شود

هرکه را تنگ شود خلق ز سودا صائب

چرخ و انجم به نظر دامن پرسنگ شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام