گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۷۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می شود آب روان چون به رگ تاک رود

صرفه آب در آن است که در خاک رود

همه شب گرد دل سوختگان می گردی

کس ندیدم که در آتش چو تو بیباک رود

گرد گشتیم و بلندست همان پایه ما

خاکساری علمی نیست که در خاک رود

خشک شد چشمه شمشیر ز سرگرمی من

تا ازین شعله آتش چه به فتراک رود

چشمه عشق به دریای کرم پیوسته است

نظر عشق به هرکس که فتد پاک رود

حال مرغان گرفتار چه خواهد بودن؟

در مقامی که قفس با دل صد چاک رود

حیف و صد حیف که در عالم امکان صائب

گوشه ای نیست که کس با دل غمناک رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام