گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۴۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چرخ هرچند دل اهل هنر را شکند

چون خریدار که رسم است گهر را شکند

کاسه و کوزه افلاک، شکستن دارد

چند بیهوده دل اهل هنر را شکند

چه کمی چشم من از ابر بهاران دارد؟

چون ز مژگان به میان دامن تر را شکند

ای گل ابر، من تشنه جگر را دریاب

به دمی آب که صفرای جگر را شکند

دست بر صاف ضمیران نبود لغزش را

لرزه موج کجا آب گهر را شکند؟

آب رونق به رخ کار پدر می آرد

صائب آن نیست که بازار پدر را شکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام