گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به دست خود کند بیدادگر بنیاد دولت را

ستمگر لشکر بیگانه می سازد رعیت را

دو چندان می شود راه از میان راه خوابیدن

به گورافکن، اگر داری بصیرت، خواب راحت را

ندارد بخیه ای غیر از فشردن بر جگر دندان

اگر بر دل رسد زخمی ز دوران اهل غیرت را

مشو ای شمع از شکر هواداران خود غافل

که کفران سیلی صرصر کند دست حمایت را

سویدای دل آتش نمی شد تخم امیدم

اگر می بود آبی در جگر ابر مروت را

نیندیشد ز درد و غم دل خوش مشرب صائب

نسازد تنگ جوش خلق، صحرای قیامت را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام