گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟

بیگناهی گنهی نیست که آسان بخشند

نیست در طینت بیرحم تو چون بخشایش

کاش صبری به من بی سر و سامان بخشند

مورم اما عوض گوشه بی توشه خویش

نپذیرم اگرم ملک سلیمان بخشند

گل بی خار به خار سر دیوار رسد

چون زکات رخ او را به گلستان بخشند

آبرویی که بود چهره یوسف صدفش

حیف باشد که به گوهرنشناسان بخشند

نیست کار در و دیوار عنانداری سیل

کاش دیوانه ما را به بیابان بخشند

چه بهشتی است اگر آینه رویان صائب

تاب نظاره به چشم من حیران بخشند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام