گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند

ای بسا زخم نمایان به دل زنده زدند

محو یکتایی نقاش نگردید کسی

همه چون آینه بر نقش پراکنده زدند

شکوه از بخت نکردند سبکرفتاران

در دل ابر سیه برق صفت فرخنده کردند

غفلت خویش گزیدند به بیداری بخت

ساده لوحان که در طالع فرخنده زدند

دست منعی که فشاندند بزرگان به فقیر

پشت پایی است که بر دولت پاینده کردند

مرکز دایره حسن مصور گردید

خال مشکین چو بر آن چهره زیبنده زدند

این صدفها که خموشند درین دریابار

می توان یافت که بر گوهر ارزنده زدند

نیست مژگان، که به تقصیر پریشان نظری

مشت خاری است به چشم من بیننده زدند

صائب آنان که گزیدند به غمها غم عشق

دست بر سینه غمهای پراکنده زدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین نوشته:

شکوه از بخت نکردند سبک رفتاران/در دل ابر سیه برق صفت «خنده» زدند

کانال رسمی گنجور در تلگرام