گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۷۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلش از گریه من رنگ نمی گرداند

کوه را سیل گرانسنگ نمی گرداند

بس که ویرانه ام از گرد علایق پاک است

سیل در خانه من رنگ نمی گرداند

غم عالم چه کند با دل خوش مشرب من؟

عکس بر آینه جا تنگ نمی گرداند

گرچه مضراب من از ناخن الماس بود

ساز من پرده آهنگ نمی گرداند

مگر از خط دل سخت تو ملایم گردد

ورنه سیلاب من این سنگ نمی گرداند

جگر خاک ز تیغ تو بدخشان گردید

دل سنگ تو همان رنگ نمی گرداند

روشنی آینه را می کند از جوهر پاک

حسن رو از خط شبرنگ نمی گرداند

دل سنگین ترا گریه ام از جا نبرد

زور سیلاب من این سنگ نمی گرداند

انقلاب و دل سودازده من، هیهات

چهره سوختگان رنگ نمی گرداند

نیست از ذره من بر دل گردون باری

مرکز این دایره را تنگ نمی گرداند

از حضر آنقدر آزار کشیدم صائب

که سفر خلق مرا تنگ نمی گرداند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام