گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد

این سحابی است که از دامن تر برخیزد

باده در چشم و دل پاک پریزاد شود

قطره چون در صدف افتاد گهر برخیزد

به شکر یا به نوای شکرین پیوندد

هر که از خاک چو نی بسته کمر برخیزد

از حریصان نرود حرص زر و سیم به مرگ

تشنه از خواب همان تشنه جگر برخیزد

غفلت نفس دو بالا شود از موی سفید

سگ محال است که از خواب سحر برخیزد

خانه کعبه مقصود سویدای دل است

گرد هستی اگر از پیش نظر برخیزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام