گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حسن بی پروا به فرمان هوس باشد چرا؟

برق عالمسوز در زنجیر خس باشد چرا

باده پر زور، کار سنگ با مینا کند

مست را اندیشه از بند عسس باشد چرا

تا هوا ابر و چمن پر گل بود، از زهد خشک

آدمی در چار دیوار قفس باشد چرا

دامن غواص پر گوهر شد از پاس نفس

اینقدر غافل کس از پاس نفس باشد چرا

تا به خاموشی توان سنگ نشان گشتن، کسی

در قطار هرزه نالان چون جرس باشد چرا

تا کسی دریا تواند گشتن از ترک هوا

چون حباب پوچ در بند نفس باشد چرا

آن که کوه قاف چون عنقا بود یک لقمه اش

بر سر خوان ها طفیلی چون مگس باشد چرا

این جواب آن غزل صائب که می گوید حکیم

تا نفس باشد، کسی بی همنفس باشد چرا؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام