گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۹۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اشک را دیده من گوهر غلطان سازد

آه را سینه من سنبل و ریحان سازد

هست چون تیغ دودم در نظر غیرت من

حسن را آینه هر چند دو چندان سازد

گریه از جا نبرد حسن گران تمکین را

سرو را آب محال است خرامان سازد

پرده پوشی طمع از پرده دران نتوان داشت

چون کسی عیب خود از آینه پنهان سازد؟

شور محشر که کند زیر و زبر عالم را

وقت ما را نتوانست پریشان سازد

عیب خود صاف ضمیران نتوانند نهفت

مرده را آب محال است که پنهان سازد

زرد رویی نکشد روز قیامت صائب

هر که با خون دل از نعمت الوان سازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام