گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد

گر بود خضر، دل خویش به چاه اندازد

گرد بر دامن دریای کرم ننشیند

ابر اگر سایه رحمت به گیاه اندازد

عقده مشکل ما را به نسیمی دریاب

تا به کی آه به اشک، اشک به آه اندازد؟

در گذر از سر نظاره آن قد بلند

کاین تماشا ز سر چرخ کلاه اندازد

دور باش مژه از هر دو طرف استاده است

زهره کیست بر آن چشم نگاه اندازد؟

شکوه در دل گره و جرأت گفتارم نیست

مگر این سلسله را اشک به راه اندازد

صائب از درد تغافل دل اگر خون گردد

به ازان است کسی رو به نگاه اندازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام