گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۸۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عاشق محو به دلدار نمی پردازد

بلبل مست به گلزار نمی پردازد

ریسمان بازی تقلید بود پیشه عقل

عشق با سبحه و زنار نمی پردازد

هر که چون نقطه زاندیشه فرو رفت به خویش

هیچ با گردش پرگار نمی پردازد

زور بر آینه صاف نیارد صیقل

چرخ با مردم هموار نمی پردازد

کام آن کس بود از شهد سلامت شیرین

که به اقرار و به انکار نمی پردازد

خبرش نیست ز تعجیل بهاران، ورنه

گل به آرایش دستار نمی پردازد

آتشی در جگر بلبل اگر هست، چرا

این چمن را ز خس و خار نمی پردازد؟

تا به آن آینه رو راه سخن یافته است

طوطی ما به شکرزار نمی پردازد

ز اعتمادی است که کرده است به اعجاز نفس

عیسی ما که به بیمار نمی پردازد

گرم کرده است چنان بیخبری صائب را

که ز گفتار به کردار نمی پردازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام