گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۸۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قدم از صدق درین مرحله می باید زد

می لعل از قدح آبله می باید زد

می شود دانه انگور به مهلت می ناب

مهر طاقت به لب پر گله می باید زد

فرض عین است بر آزاده روان عزت خار

قطره با چشم درین مرحله می باید زد

سوخت هرکس پی ما سوخته جانان برداشت

آب بر آتش این قافله می باید زد

نیست جز پیچ و خم این مرحله را راه دگر

دست مردانه درین سلسله می باید زد

می شود بزم می از لنگر تمکین بی ذوق

باده با مردم بی حوصله می باید زد

صائب از خار به تعجیل گذشتن ستم است

همه را بر محک آبله می باید زد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام